شاید برای خیلی‌ها نام اسپنسر تریسی (Spencer Tracy) یادآور چهره‌ای آرام با صدایی متین و بازی‌هایی کم‌اغراق اما پرنفوذ باشد؛ اما پشت این ظاهر ساده، مردی ایستاده بود که زندگی‌اش پر از پیچیدگی، سختی، تضاد و شکوه بود. اسپنسر تریسی، از بزرگان دوران طلایی هالیوود، بازیگری بود که با حضور موقر خود روی پرده، بسیاری را شیفته‌ی خود کرد، بی‌آنکه فریاد بزند یا به اغراق پناه ببرد. بسیاری باور داشتند که او نیازی به ادا نداشت، چون درونی‌ترین احساسات را در سکوت به تماشا می‌گذاشت. در جایی خوانده‌ام که کارگردانی گفته بود: «وقتی تریسی در صحنه است، بقیه چیزهای تنها نورپردازی‌ به حساب می‌آیند.» این جمله به‌تنهایی برای درک عظمت او کافی‌ است. او نه قهرمان همیشگی بود، نه ضدقهرمانِ آشکار؛ بلکه انسانی واقعی با ضعف‌ها، شک و صلابت.

شاید سال‌ها فکر می‌کردید که دوران کلاسیک سینما تنها عرصه‌ی بازی‌های نمایشی و دیالوگ‌های پرزرق‌وبرق بوده، اما نگاهی به فیلم‌های اسپنسر تریسی به‌سادگی این تصور را از بین می‌برد. سبک بازی تریسی، نوعی سادگی درخشان بود که درست برخلاف جریان غالب آن دوران پیش می‌رفت. او حتی در نقش‌های جدی و سخت، حالتی از کنترل درونی داشت که بازیگران دیگر به‌سختی به آن دست می‌یافتند.

باید «دادگاه نورنبرگ» را ببینید، تا از خود بپرسید چرا او را فراموش کرده‌ایم و چرا هیچ‌وقت نام تریسی در فهرست محبوب‌ترین بازیگرانش گنجانده نشده. شاید به این دلیل که تریسی با تمام افتخاراتش، هرگز جار نمی‌زد که این‌همه بزرگ است. او به‌معنای واقعی کلمه، بازیگر بود؛ نه یک ستاره درخشان، بلکه چراغی آرام و پایدار.

در ادامه، ۱۰ نکته‌ی کمتر شنیده‌شده از زندگی و حرفه‌ی اسپنسر تریسی را بررسی می‌کنیم؛ نکاتی که او را نه‌فقط به‌عنوان یک بازیگر، بلکه به‌عنوان یک انسان، به ما نزدیک‌تر می‌کنند.

۱- تولد در خانواده‌ای کاتولیک و مسیر دشوار به‌سوی بازیگری

اسپنسر بون تاول تریسی در سال ۱۹۰۰ در میلواکی، ایالت ویسکانسین به دنیا آمد. او در خانواده‌ای مذهبی و کاتولیک رشد کرد که تأثیر آن بر تمام زندگی‌اش باقی ماند. پدرش فروشنده بود و مادرش زنی خانه‌دار، و اگرچه خانواده‌ی مرفهی نبودند، اما برای تحصیل فرزندان‌شان اهمیت زیادی قائل بودند. تریسی در کودکی بسیار خجالتی و گوشه‌گیر بود و علاقه‌ای به درس و مدرسه نداشت. یکی از اتفاق‌های مهم زندگی او آشنایی‌اش با تئاتر در دوران دبیرستان بود که جرقه‌ی علاقه به بازیگری را در ذهنش روشن کرد. پس از خدمت در نیروی دریایی در جنگ جهانی اول، وارد دانشگاه مارکت شد، اما آن را نیمه‌کاره رها کرد و به‌سمت آکادمی هنرهای نمایشی رفت. ورود به دنیای تئاتر برای او آسان نبود و سال‌ها طول کشید تا بتواند نقشی حرفه‌ای بر صحنه به‌دست آورد. او بعدها اعتراف کرد که آن دوران، نه‌تنها او را سخت‌کوش‌تر ساخت، بلکه نگرشش به زندگی را نیز تغییر داد. این آغاز راهی بود که به یکی از برجسته‌ترین چهره‌های سینمای کلاسیک انجامید.

۲- ورود به هالیوود و آغاز همکاری با استودیوهای بزرگ

تریسی فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۹۳۰ آغاز کرد، زمانی که صنعت فیلم در حال گذر از دوران صامت به فیلم‌های ناطق بود. نخستین حضور مهم او در فیلم «Up the River» به کارگردانی جان فورد (John Ford) بود که در آن با همفری بوگارت  هم‌بازی شد. بازی او توجه منتقدان را جلب کرد و خیلی زود مورد توجه کمپانی فاکس قرار گرفت. پس از چند سال، به استودیوی MGM پیوست؛ جایی که ستاره‌های بزرگی چون کلارک گیبل (Clark Gable)، جین هارلو (Jean Harlow) و جوآن کرافورد (Joan Crawford) فعالیت می‌کردند. در همان دوران بود که تریسی به یکی از بازیگران اصلی فیلم‌های درام و اجتماعی تبدیل شد. سبک بازی بی‌اغراق و واقع‌گرایانه‌ی او، میان آن‌همه بازی نمایشی، تازگی داشت و برای مخاطب قابل‌لمس بود. در این دوره، فیلم‌هایی چون «Captains Courageous» و «Boys Town» نام او را به‌عنوان یک بازیگر جدی و مردمی ثبت کردند. این سال‌ها، آغاز دوران درخشان حرفه‌ای او بود؛ سال‌هایی که به افتخارات بسیاری انجامید.

۳- دو جایزه اسکار و رکوردی کم‌نظیر در تاریخ سینما

اسپنسر تریسی در طول دوران حرفه‌ای‌اش، نامزد ۹ جایزه اسکار شد و دو بار موفق به دریافت آن شد. نخستین‌بار برای بازی در فیلم «Captains Courageous» در سال ۱۹۳۷ و دومین‌بار برای «Boys Town» در سال ۱۹۳۸. این دو جایزه‌ی پیاپی، او را به نخستین بازیگری تبدیل کرد که دو سال متوالی اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرده است. این موفقیت بی‌سابقه، جایگاه او را در تاریخ سینما تثبیت کرد. نکته‌ی جالب آن‌که تریسی برخلاف بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش، علاقه‌ای به مصاحبه و نمایش در رسانه‌ها نداشت. او خود را یک بازیگر حرفه‌ای می‌دانست، نه یک سلبریتی. شاید همین صداقت و فروتنی، رمز محبوبیت ماندگار او باشد. او تا پایان عمر نیز بازیگری را ترک نکرد و تا واپسین روزها جلوی دوربین حاضر می‌شد. آخرین نقش‌آفرینی‌اش در فیلم «Guess Who’s Coming to Dinner» نه‌تنها یک پایان شایسته، بلکه نوعی وداع باشکوه با دنیای سینما بود.

۴- رابطه عاشقانه پنهان با کاترین هپبورن

یکی از بحث‌برانگیزترین جنبه‌های زندگی اسپنسر تریسی، رابطه‌ی بلندمدت و مخفیانه‌اش با بازیگر برجسته، کاترین هپبورن (Katharine Hepburn) بود. این دو، در طول ۲۵ سال، در ۹ فیلم با یکدیگر هم‌بازی شدند و رابطه‌ای عمیق اما پنهان داشتند. تریسی هرگز از همسرش جدا نشد، چرا که همسر و پسرش را به‌خاطر ایمان مذهبی و تعهد خانوادگی ترک نکرد. اما در تمام این سال‌ها، هپبورن در سکوت کنار او باقی ماند و حتی پس از مرگش، تا سال‌ها درباره‌ی این رابطه چیزی نگفت. آن‌دو نه‌تنها شیمی فوق‌العاده‌ای جلوی دوربین داشتند، بلکه پیوندی انسانی و عاطفی در زندگی شخصی نیز میان‌شان برقرار بود. این رابطه، از آن دست پیوندهایی بود که در تاریخ هالیوود کم‌نظیر است؛ ترکیبی از احترام، عشق و سکوت. شاید به همین دلیل است که نام آن‌ها همیشه در کنار هم به‌یاد آورده می‌شود، بی‌آن‌که نیاز به توضیح بیشتر باشد.

۵- مرگ در سکوت و میراثی ماندگار در تاریخ سینما

اسپنسر تریسی در ۱۰ ژوئن ۱۹۶۷، تنها چند هفته پس از پایان فیلم‌برداری «Guess Who’s Coming to Dinner» درگذشت. او سال‌ها با مشکلات جسمی و اعتیاد به الکل دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد، اما تا پایان عمر از کار فاصله نگرفت. هپبورن، که در تمام این سال‌ها بی‌هیاهو همراهش بود، در لحظه‌ی مرگ نیز در کنارش حضور داشت. مرگ او پایانی بود بر یکی از آرام‌ترین و در عین حال مؤثرترین کارنامه‌های سینمایی قرن بیستم. امروزه بسیاری از بازیگران بزرگ، سبک بازی طبیعی و کنترل‌شده‌ی خود را مدیون راهی می‌دانند که تریسی هموار کرده است. فیلم‌شناسی او، همچنان الهام‌بخش پژوهشگران، فیلم‌دوستان و دانشجویان بازیگری است. جایگاه او نه‌تنها در حافظه‌ی سینما، بلکه در دل‌های بی‌شمار علاقه‌مندان باقی مانده است. اگرچه امروز از او تنها تصاویر سیاه‌وسفید بر جا مانده، اما آن‌چه از نگاهش می‌تابد، همچنان زنده است.

۶- همکاری هنری با کارگردانان بزرگ و تأثیر آن بر مسیر حرفه‌ای‌اش

اسپنسر تریسی در طول فعالیت هنری‌اش با برخی از برجسته‌ترین کارگردانان تاریخ سینما همکاری داشت. از جمله این کارگردانان می‌توان به استنلی کرامر (Stanley Kramer)، جورج کیوکر (George Cukor) و جان فورد (John Ford) اشاره کرد. این همکاری‌ها نه‌تنها به فیلم‌هایی مهم انجامید، بلکه باعث شکل‌گیری یکی از متنوع‌ترین کارنامه‌های بازیگری آن دوران شد. تریسی به‌خاطر هوش سینمایی بالا و فروتنی‌اش، احترام ویژه‌ای نزد کارگردانان داشت. بسیاری از آن‌ها معتقد بودند او نیاز به کارگردانی خاص ندارد، چون خودش «کارگردان درون صحنه» بود. به‌ویژه در فیلم‌هایی مانند «Inherit the Wind» و «Judgment at Nuremberg»، سبک بازی تریسی کاملاً با زبان تصویری کرامر هم‌راستا بود. این هم‌افزایی، باعث شد او نقش‌هایی عمیق، پرمفهوم و ماندگار خلق کند. همکاری‌های خلاقانه او با کارگردانان، یکی از ستون‌های موفقیت پایدارش در هالیوود بود.

۷- فرزند ناشنوا و تأثیر آن بر زندگی خانوادگی تریسی

اسپنسر تریسی پدری بود که زندگی خانوادگی‌اش با یک واقعیت تلخ عجین شده بود: پسرش جان (John Tracy) از بدو تولد دچار ناشنوایی کامل شد. این موضوع، تأثیر عمیقی بر روحیه‌ی تریسی گذاشت و یکی از دلایل دوری عاطفی او از خانواده‌اش بود. او احساس گناه شدیدی نسبت به این وضعیت داشت و هیچ‌گاه نتوانست به‌طور کامل با آن کنار بیاید. بااین‌حال، همسرش لوییس (Louise Treadwell) بعدها مؤسسه‌ای برای آموزش کودکان ناشنوا تأسیس کرد که به نام پسرشان John Tracy Clinic شناخته می‌شود. تریسی هیچ‌گاه به‌طور مستقیم در این فعالیت‌ها نقش نداشت، اما به‌طور خصوصی از آن حمایت مالی می‌کرد. گفته می‌شود بخشی از گرایش تریسی به سکوت، کم‌حرفی و نگاه درون‌گرایش در بازیگری، ریشه در تجربهٔ زیسته‌اش به‌عنوان پدر یک کودک ناشنوا داشت. این بعد انسانی از زندگی او، برای بسیاری از طرفداران و حتی پژوهشگران زندگی‌اش ناشناخته مانده است. تجربه پدرانه‌اش به نوعی سکوت درخشان در نقش‌آفرینی‌های او تبدیل شد.

۸- وفاداری به اصول اخلاقی کاتولیک، با وجود تضادهای درونی

تریسی در تمام طول زندگی‌اش یک کاتولیک متعهد باقی ماند، هرچند در عمل، زندگی شخصی‌اش با اصول مذهبی‌اش همخوانی نداشت. او هرگز از همسرش جدا نشد، زیرا به‌لحاظ مذهبی طلاق را گناه می‌دانست. با وجود داشتن رابطه‌ی بلندمدت با کاترین هپبورن، او تا پایان عمر رسماً ازدواج‌ کرده باقی ماند. همچنین تریسی از حضور در بسیاری از مراسم‌های سینمایی و تجملات دوری می‌کرد و سبک زندگی ساده‌ای داشت. او از ستایش شدن پرهیز می‌کرد و خود را گناهکار و نالایق می‌دانست. این نگرش، ریشه در تعلیمات مذهبی‌اش داشت و در بسیاری از نقش‌آفرینی‌هایش نیز بازتاب می‌یافت. گفته می‌شود گاه پیش از فیلم‌برداری صحنه‌های احساسی، دعا می‌خواند و در تنهایی با خداوند نجوا می‌کرد. تناقض میان اصول مذهبی و واقعیات زندگی‌اش، یکی از جنبه‌های پرکشمکش شخصیت او بود. همین درگیری درونی، بازی‌هایش را صادقانه و قابل‌باور می‌ساخت.

۹- تأثیرپذیری از سبک بازی ناتورالیستی و تأثیرگذاری بر نسل بعد

سبک بازی اسپنسر تریسی مبتنی بر ناتورالیسم (Naturalism) و باورپذیری کامل بود. او هیچ‌گاه به ژست‌های نمایشی یا دیالوگ‌گویی پرشور متوسل نمی‌شد و تمام احساس را در نگاه، سکوت یا مکث‌های دقیقش منتقل می‌کرد. این شیوه‌ی بازی در دورانی که بازیگران اغلب اغراق‌آمیز عمل می‌کردند، نو و حتی رادیکال به‌حساب می‌آمد. تریسی به‌عنوان الگویی برای نسل بعدی بازیگران، از جمله مارلون براندو (Marlon Brando) و پل نیومن (Paul Newman) مطرح بود. برخی منتقدان، او را پیش‌گام بازیگری متد (Method Acting) در سینمای آمریکا می‌دانند، حتی اگر خودش هرگز از این مکتب استفاده نکرد. او با حفظ خودِ واقعی‌اش در نقش، تصویری انسانی و ملموس از شخصیت‌ها خلق می‌کرد. تریسی هرگز نمی‌خواست بازیگر دیده شود؛ بلکه می‌خواست انسان درون نقش باشد. این رویکرد، تأثیری عمیق بر سبک بازیگری در نیمهٔ دوم قرن بیستم گذاشت. او همچون پلی بود میان بازی سنتی و بازی مدرن.

۱۰- فقدان مراسم تشییع رسمی و وصیت به سکوت

اسپنسر تریسی، برخلاف بسیاری از ستارگان بزرگ هالیوود، در زمان مرگش هیچ مراسم رسمی و پرزرق‌وبرقی برای خداحافظی نداشت. او در وصیت‌نامه‌اش خواسته بود که خاک‌سپاری‌اش بدون اطلاع عموم و در فضایی آرام و خانوادگی انجام شود. این تصمیم، همان‌طور که زندگی‌اش را از چشم رسانه‌ها دور نگه داشته بود، مرگش را نیز به یک تجربه خصوصی بدل کرد. هیچ گزارش رسانه‌ای مفصلی از مراسم منتشر نشد و تنها تعداد اندکی از دوستان نزدیک و خانواده در آن شرکت کردند. کاترین هپبورن تا سال‌ها پس از مرگ او نیز دربارهٔ جزئیات آن شب سکوت کرد. این انتخاب، نه از سر تکبر، بلکه ناشی از تمایل واقعی تریسی به پرهیز از نمایش و اغراق بود. او زندگی‌اش را با فروتنی سپری کرد و مرگش نیز در همان مسیر بود. برخی از منتقدان معتقدند همین سکوت پایانی، تجسمی از سبک بازی و شخصیت درونی او بود. مرگی ساده، اما پر از معنا؛ همان‌گونه که زندگی‌اش بود.

فهرستی از ۱۵ فیلم شاخص اسپنسر تریسی

1. Fury – 1936
تریسی در این فیلم نقش مردی را بازی می‌کند که به اشتباه به جرم آدم‌ربایی دستگیر می‌شود و مردم شهر تصمیم می‌گیرند او را زنده زنده بسوزانند. فیلم، نقدی تند بر خشونت جمعی، هیستری عمومی و بی‌عدالتی است. کارگردانی فریتز لانگ (Fritz Lang) فضای تیره و پرتنشی به روایت داده است. این اثر، از نخستین فیلم‌هایی است که جدی بودن بازی تریسی را به نمایش گذاشت. داستان حال‌وهوایی تلخ و انتقادی دارد.

2. Captains Courageous – 1937
تریسی در نقش یک ماهیگیر مهربان ظاهر می‌شود که پسری لوس و ثروتمند را از دریا نجات می‌دهد. رابطه‌ای میان این دو شکل می‌گیرد که پایه‌اش تربیت، احترام و بلوغ شخصیتی است. فیلم براساس رمانی از رودیارد کیپلینگ (Rudyard Kipling) ساخته شده است. تریسی برای این نقش اسکار بهترین بازیگر را دریافت کرد. حال‌وهوای فیلم انسانی، دریایی و پُر از لحظات احساسی‌ست.

3. Boys Town – 1938
داستان زندگی واقعی پدر فلاناگان، کشیشی که برای پسران یتیم خانه‌ای بنا می‌کند. تریسی در این نقش معنوی، مقتدر و دلسوز ظاهر می‌شود. فیلم حال‌وهوایی اخلاقی و اجتماعی دارد و به اهمیت امید و تربیت می‌پردازد. دومین اسکار تریسی برای همین نقش به او اهدا شد. فیلمی گرم، آموزنده و دارای پیام‌های اخلاقی است.

4. Stanley and Livingstone – 1939
روایتی دراماتیک از جستجوی روزنامه‌نگار آمریکایی برای یافتن کاشف معروف، دیوید لیوینگستون، در قلب آفریقا. تریسی نقش خبرنگاری را بازی می‌کند که از مسیر یک گزارش‌گر عادی، به ماجراجویی انسانی و پرشکوه کشیده می‌شود. فیلم فضایی اکتشافی، تاریخی و استعمارگرایانه دارد. صحنه‌های بکر طبیعت و تنش‌های روانی، عنصر برجسته فیلم هستند. داستان واقعی‌ست و با نوعی حماسه‌سازی روایت شده است.

5. Edison, the Man – 1940
این فیلم زندگی توماس ادیسون (Thomas Edison)، مخترع آمریکایی را از جوانی تا شهرت دنبال می‌کند. تریسی با بازی درخشان خود، نبوغ، استقامت و وسواس شخصی ادیسون را بازنمایی می‌کند. فیلم لحن الهام‌بخش و بیوگرافیک دارد و به‌جای تمرکز صرف بر اختراعات، بر شخصیت انسانی او تأکید دارد. داستان تلاش، ناکامی، رقابت و نوآوری است. تریسی این شخصیت را با وقار و صداقت به تصویر کشیده است.

6. Woman of the Year – 1942
نخستین همکاری اسپنسر تریسی با کاترین هپبورن در یک کمدی عاشقانه. داستان درباره‌ی رابطه‌ی میان یک روزنامه‌نگار ورزشی و یک فعال سیاسی-اجتماعی است که با تفاوت‌های فرهنگی و فکری‌شان درگیرند. فیلم لحنی طنزآمیز، هوشمندانه و گاه انتقادی نسبت به نقش‌های جنسیتی دارد. رابطهٔ پُرکشش آن دو، سنگ‌بنای همکاری‌های بعدی‌شان شد. فیلمی پرریتم، مدرن برای زمان خود و عمیقاً انسانی است.

7. Keeper of the Flame – 1942
تریسی در نقش خبرنگاری ظاهر می‌شود که درباره مرگ مرموز یک قهرمان ملی تحقیق می‌کند. فضا به‌تدریج از قهرمان‌پرستی به افشاگری‌های سیاسی می‌رسد. فیلم با طنینی از دلهره و شک روایت می‌شود. کاترین هپبورن نقش همسر متوفی را ایفا می‌کند. داستان، نقدی غیرمستقیم به فاشیسم آمریکایی در پس‌زمینه جنگ جهانی دوم دارد.

8. A Guy Named Joe – 1943
داستان خلبانی که پس از مرگ، به روحی تبدیل می‌شود و مأمور هدایت خلبان تازه‌کاری می‌شود که با نامزد سابق او رابطه دارد. فیلم ترکیبی از فانتزی، احساسات و ماجراست. تریسی در این نقش نوعی تضاد میان وظیفه و حسادت را با ظرافت بازی می‌کند. فیلم همزمان تلخ و امیدبخش است. فضای داستان جنگی اما سرشار از حس انسانی است.

9. Thirty Seconds Over Tokyo – 1944
فیلمی جنگی درباره حمله هوایی آمریکا به توکیو در جریان جنگ جهانی دوم. تریسی نقش فرمانده دلیر عملیات را ایفا می‌کند. فیلم با لحنی حماسی، ملی‌گرایانه و پرتعلیق ساخته شده است. بر پایه واقعیت تاریخی و عملیات مشهور دولیتل ساخته شده است. حضور تریسی صلابت و اطمینان به فیلم می‌بخشد.

10. State of the Union – 1948
تریسی در نقش تاجری ثروتمند ظاهر می‌شود که برای ریاست‌جمهوری آمریکا نامزد می‌شود، اما باید میان صداقت شخصی و فشارهای حزبی یکی را انتخاب کند. فیلم با نگاهی تیزبینانه، فضای سیاست، دروغ، رسانه و قدرت را نقد می‌کند. کارگردانی فرانک کاپرا (Frank Capra) فضای روایی را متعادل، طنزآمیز و در عین حال جدی نگه می‌دارد. کاترین هپبورن در نقش همسر وفادار او، تعادلی عاطفی به داستان می‌دهد. فیلم، انتقادی اجتماعی با رگه‌هایی از طنز سیاسی است.

11. Adam’s Rib – 1949
یکی از بهترین کمدی‌های کلاسیک با موضوع تقابل زن و مرد در فضای حقوقی. تریسی و هپبورن نقش دو وکیل را بازی می‌کنند که در خانه همسرند و در دادگاه رقیب. فیلم دربارهٔ عدالت، تبعیض جنسیتی و بازی‌های ذهنی در روابط عاشقانه است. دیالوگ‌ها تند، شوخ‌طبع و هوشمندانه‌اند. این فیلم هم‌زمان سرگرم‌کننده و جدی است.

12. Pat and Mike – 1952
تریسی نقش مربی ورزشکاری زن (با بازی هپبورن) را ایفا می‌کند که دچار عدم اعتمادبه‌نفس است. رابطه‌ی میان این دو از رقابت به درک عمیق و رابطه‌ای انسانی می‌رسد. فضای فیلم پرجنب‌وجوش، ورزشی و با طعنه‌های اجتماعی است. کارگردانی جورج کیوکر به سبک خاص زوج تریسی-هپبورن انسجام می‌دهد. فیلمی دلنشین، ساده و پُر از لحظات بامزه است.

13. Bad Day at Black Rock – 1955
تریسی در نقش یک مرد بازنشسته و آرام به شهری کوچک می‌رسد که راز تاریکی را در گذشته‌ی خود پنهان کرده است. فیلم حال‌وهوایی نئونوآر، خفقان‌آور و انتقادی دارد. با کمترین گفت‌وگو، بیشترین تنش القا می‌شود. موضوع نژادپرستی و سکوت جامعه، تم اصلی داستان است. یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های خاموش و قدرتمند تریسی است.

14. Inherit the Wind – 1960
فیلمی دادگاهی دربارهٔ محاکمه‌ی یک معلم که نظریه داروین را آموزش داده است. تریسی در نقش وکیلی مدافع آزادی اندیشه و عقلانیت ظاهر می‌شود. بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده که در دل خود جدال علم و دین را روایت می‌کند. بازی تریسی پر از متانت و درون‌مایه فلسفی است. فیلم در عین تاریخی بودن، هنوز هم بسیار روزآمد به‌نظر می‌رسد.

15. Guess Who’s Coming to Dinner – 1967
آخرین فیلم زندگی تریسی، درباره‌ی دختری سفیدپوست که تصمیم به ازدواج با مردی سیاه‌پوست دارد. پدر خانواده (تریسی) باید میان باورهای قدیمی و عشق دخترش یکی را انتخاب کند. فیلم به‌شکلی مستقیم و انسانی به نژادپرستی، پیش‌داوری و تفاوت‌های فرهنگی می‌پردازد. بازی تریسی در این فیلم، پخته، آرام و پُر از احساس است. فیلم با مرگ او به یک خداحافظی سینمایی تبدیل شد.

source

توسط salamathyper.ir