در سده‌ای که اروپا هنوز بیمارستان را با صومعه یکی می‌دانست، مارکو پولو (Marco Polo) در دل دربار قویلای‌خان (Kublai Khan) با جهانی روبه‌رو شد که پزشکی در آن آمیزه‌ای از علم، آیین، و شگفتی بود. در سفرنامه‌اش، بارها از درمانگرانی سخن می‌گوید که بیماری را نه فقط پدیده‌ای جسمانی، بلکه نشانه‌ای از آشفتگی کیهانی می‌دیدند. برای ذهن اروپایی قرن سیزدهم، چنین دیدگاهی جادویی به نظر می‌رسید.

پولو در روایت خود از کاخ عظیم خان در خن‌بالیق (Beijing امروزی)، از حضور پزشکان مسلمان، بودایی و چینی سخن می‌گوید که هر یک روش درمانی ویژه‌ای داشتند. او با حیرت از سوزن‌هایی یاد می‌کند که در بدن فرو می‌کردند تا «بادهای بد» (Evil Winds) را بیرون کنند، از داروهایی با طلا و جیوه که برای افزایش نیروی بدن می‌دادند، و از پزشکانی که ساعت درمان را با موقعیت ستارگان می‌سنجیدند.

برای مارکو پولو، این جهان یادآور داستان‌های جادویی بود، اما در واقع بخشی از سنت علمی چین و پزشکی اسلامی بود که به‌دست مغولان در هم آمیخته بود. او نمی‌دانست که در برابرش نخستین شکل نظام سلامت چندفرهنگی جهان قرار دارد؛ نظامی که از هند تا ایران و از چین تا شام، پزشکانی از همه‌جا را در خدمت امپراتور گرد آورده بود.

ماجرای پولو در دربار قویلای‌خان تنها شرح پزشکی نیست؛ روایتی است از تلاقی تمدن‌ها، جایی که درمان نه در بیمارستان، بلکه در کاخ آغاز می‌شد.

۱. پزشکان دربار؛ هم‌نشینی ادیان و دانش‌ها

مارکو پولو می‌نویسد که دربار قویلای‌خان صدها پزشک داشت که از ملیت‌ها و باورهای گوناگون می‌آمدند. این پزشکان در کاخ‌های جداگانه می‌زیستند و از خزانهٔ سلطنتی جیره و مواجب دریافت می‌کردند. مغولان که خود طب سنتی نداشتند، نظام درمانی امپراتوری را بر پایهٔ پزشکان مسلمان و چینی بنا کردند.

پزشکان مسلمان با نظریهٔ اخلاط چهارگانه (Humoral Theory) کار می‌کردند و بر تعادل صفرا، سودا، بلغم و خون تأکید داشتند. در مقابل، پزشکان چینی با تکیه بر مفهوم «چی» (Qi) و مسیرهای انرژی بدن، درمان را با سوزن‌درمانی (Acupuncture) و داروهای گیاهی انجام می‌دادند. پولو اشاره می‌کند که خان برای بیماری‌های متفاوت، پزشکانی از سنت‌های مختلف را به‌کار می‌گرفت و آن‌ها را به همکاری وامی‌داشت.

این توصیف در تاریخ پزشکی اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد در قرن سیزدهم، نوعی همزیستی علمی میان شرق و غرب وجود داشته است. جایی که علم اسلامی، پزشکی ایرانی و دانش چینی در دربار مغول در هم تنیده شدند.

۲. داروهایی از طلا و گوهر؛ جادوی فلزات گران‌بها

پولو با حیرت از داروهایی سخن می‌گوید که پزشکان دربار از طلا (Gold Elixirs) و نقره برای تقویت بدن می‌ساختند. او نوشته است که امپراتور گاهی نوشیدنی‌ای از پودر طلا می‌نوشید تا «گرمای روح» خود را حفظ کند. این باور، ریشه در کیمیاگری چینی (Chinese Alchemy) داشت که فلزات را منبع انرژی جاودان می‌دانست.

در همان زمان در جهان اسلام نیز استفاده از فلزات در داروسازی رایج بود، اما هدف درمانی داشت نه جاودانگی. در چین اما، آمیختن طلا با اکسیرهای گیاهی برای رسیدن به تعادل کیهانی انجام می‌شد. مارکو پولو با ذهن اروپایی خود این رسم را نوعی «جادوی محترم» می‌نامد و می‌گوید که پزشکان دربار معتقد بودند هر فلز با یکی از سیارات و ارواح نگهبان آن پیوند دارد.

از دید امروز، این روش‌ها بیشتر جنبهٔ نمادین داشتند، اما نشان می‌دهد پزشکی در آن دوران ترکیبی از علم، کیمیا، و فلسفه بوده است. روایت پولو نخستین سند اروپایی دربارهٔ پزشکی فلزی در شرق است.

۳. ستارگان و حجامت؛ پیوند اخترشناسی و درمان

یکی از توصیف‌های جذاب پولو، توجه پزشکان دربار به حرکت ستارگان است. او می‌نویسد که آنان پیش از انجام حجامت (Bloodletting) یا دادن دارو، موقعیت سیارات را بررسی می‌کردند. این پیوند میان اخترشناسی (Astrology) و طب، در سنت‌های ایرانی و چینی مشترک بود.

پزشکان بر این باور بودند که هر عضو بدن با یکی از اجرام آسمانی هماهنگ است؛ مثلاً قلب با خورشید، مغز با ماه، و کبد با مشتری. اگر این نظم کیهانی به‌هم می‌خورد، بیماری پدید می‌آمد. ازاین‌رو، زمان درمان باید با بازگشت تعادل در آسمان منطبق می‌بود.

مارکو پولو با لحنی آمیخته به احترام و شگفتی می‌گوید که هیچ درمانی بدون مشورت با منجمان انجام نمی‌شد. برای او که از فرهنگی می‌آمد که پزشکی و دین را از هم جدا می‌دید، این همزیستی علم و ستاره‌شناسی نشانهٔ نوعی خرد شرقی بود که درک آن برای ذهن غربی دشوار بود.

۴. درمان با بخار و عطر؛ پزشکیِ حسی در شرق

پولو در سفرنامهٔ خود از حمام‌های بخار (Steam Baths) در کاخ قویلای‌خان یاد می‌کند که برای درمان تب و دردهای مزمن به‌کار می‌رفتند. در این حمام‌ها، گیاهان معطر مانند چوب صندل (Sandalwood) و زعفران سوزانده می‌شد تا بخار حاصل از آن بدن را پاک کند.

او همچنین به آدابی اشاره می‌کند که در آن پزشکان با دستمال‌های آغشته به روغن یاس و دارچین، بدن بیمار را ماساژ می‌دادند. این روش‌ها، ترکیبی از پزشکی آیورودایی (Ayurvedic Medicine) و طب چینی بود که به باور مردم، «روح خسته» را نیز درمان می‌کرد.

مارکو پولو می‌نویسد که خان شخصاً این درمان‌ها را می‌پسندید و سالی چند بار خود را در بخار معطر تطهیر می‌کرد. برای اروپا، که درمان بیشتر شامل زالو و خون‌گیری بود، چنین مراقبتی نوعی آیین لوکس و عجیب می‌نمود. اما در واقع، این روش‌ها پیش‌درآمدی بر «پزشکی جامع» (Holistic Medicine) بودند که قرن‌ها بعد در غرب مطرح شد.

۵. نگاه انسانی قویلای‌خان به بیماران

در روایت پولو، قویلای‌خان چهره‌ای است مهربان و نیکوکار. او می‌نویسد که خان دستور داده بود در هر شهر بزرگ، بیمارستانی برای فقرا ساخته شود و پزشکان بدون دریافت هزینه آنان را درمان کنند. همچنین مقرری ثابتی برای خرید دارو از خزانه پرداخت می‌شد.

پولو از گروهی سخن می‌گوید که دربار برای مراقبت از بیماران بی‌سرپرست اختصاص داده بود و آن را نشانه‌ای از عدالت امپراتور می‌دانست. او در مقایسه با اروپا، که درمان رایگان فقط در صومعه‌ها انجام می‌شد، این رفتار را نشانهٔ «تمدنی نو» می‌نامد.

در این توصیف، قویلای‌خان تنها فرمانروای مقتدر نیست، بلکه پادشاهی است که درک انسانی از رنج دارد. این نگاه انسانی به درمان، از نگاه پولو یکی از تفاوت‌های بنیادین شرق و غرب بود؛ جایی که پزشکی نه فقط برای نخبگان، بلکه برای مردم عادی نیز حق محسوب می‌شد.

۶. پزشکی به‌مثابه سیاست؛ نمایش قدرت از راه درمان

در روایت مارکو پولو، قویلای‌خان نه فقط با لشکرکشی، بلکه با پزشکی بر دل‌ها حکومت می‌کرد. او در توصیف دربار می‌نویسد که امپراتور در جشن‌های بزرگ، به مردم دارو و مرهم می‌داد و از آنان می‌خواست «بدن‌هایشان را چون کشور، پاک نگه دارند». این توصیف، نشان از آن دارد که طب در چین مغولی ابزاری سیاسی نیز بود.

خان با گسترش خدمات درمانی، تصویری از پادشاهی مهربان می‌ساخت که حتی بیماری رعیت را به سلامت امپراتوری پیوند می‌داد. به‌این‌ترتیب، سلامت بدن به سلامت حکومت تبدیل می‌شد. این مفهوم، برخلاف نگاه اروپای قرون وسطی بود که در آن بدن انسان و بدن دولت از هم جدا تصور می‌شدند.

مارکو پولو با دقت می‌بیند که پزشکان دربار نه فقط درمانگر، بلکه کارگزاران نظم بودند. آنان از نظر امپراتور، نگهبانان توازن کیهانی بودند؛ همان نظمی که بر زمین و آسمان، بدن و جامعه حاکم بود.

۷. همزیستی کیمیا و تجربه؛ ریشه‌های علم در جادو

پولو بارها از داروسازانی سخن می‌گوید که شبانه در کارگاه‌های دربار اکسیرها و شربت‌های درخشان می‌ساختند. در نظر او، این ترکیب شیمی و جادو بود؛ اما از دید امروز، همان آغاز شیمی دارویی (Pharmaceutical Chemistry) است.

در چین سدهٔ سیزدهم، مرز میان علم و جادو هنوز شکل نگرفته بود. گیاه‌شناسان و کیمیاگران (Alchemists) در خدمت پزشکان بودند و هر کشف تازه دربارهٔ فلزات یا گیاهان، جنبه‌ای مقدس داشت. پولو با دقت از آزمایش‌هایی یاد می‌کند که در آن‌ها دارو با بخار جیوه یا نقره تصفیه می‌شد. او نمی‌دانست که در برابرش ریشه‌های علم آزمایشگاهی در حال شکل‌گیری است.

این بخش از روایت او برای تاریخ علم اهمیت دارد، چون نخستین گزارش غربی از «پژوهش تجربی در پزشکی شرق» است؛ جایی که مشاهده، آزمون و اعتقاد مذهبی در کنار هم معنا داشتند.

۸. پزشکان زن؛ چهره‌های پنهان دربار

در میان توصیف‌های پولو، اشاره‌هایی گذرا به «زنان درمانگر» وجود دارد که در حرم امپراتور خدمت می‌کردند. او از آن‌ها به عنوان زنانی باسواد یاد می‌کند که درمان‌های گیاهی و روش‌های زایمان را می‌دانستند. این یادداشت کوتاه، یکی از نادرترین منابع غربی دربارهٔ پزشکان زن در شرق است.

در چین، از دورهٔ سونگ به بعد، زنان پزشک در حوزه‌های خاص مانند مامایی، درمان نازایی و مراقبت از درباریان زن فعالیت داشتند. مارکو پولو می‌گوید که آنان از روغن‌های خاصی برای کاهش درد استفاده می‌کردند و می‌توانستند نبض را از روی نگاه تشخیص دهند.

اگرچه پولو ممکن است در این توصیف‌ها اغراق کرده باشد، اما اهمیت آن در یادآوری نقش زنان در پزشکی سنتی است. در دنیایی که اروپا تا قرن‌ها اجازهٔ طبابت به زنان نمی‌داد، این مشاهدات نشان از برابری نسبی در شرق دارد.

۹. مقایسه با پزشکی اروپایی؛ جهان وارونه

برای درک شگفتی پولو، باید به اروپا بازگردیم. در همان زمان، طب در غرب زیر سلطهٔ کلیسا بود و بیماری بیشتر نشانهٔ گناه محسوب می‌شد تا عدم تعادل جسم. در مقابل، در دربار قویلای‌خان، پزشکان به جای دعا، دارو می‌دادند و به‌جای توبه، تعادل می‌جستند.

پولو در سفرنامه‌اش، درمان‌های شرقی را گاه با تحسین و گاه با ترس توصیف می‌کند. او از تزریق با سوزن و نوشیدنی‌های بخارآلود می‌نویسد و اعتراف می‌کند که هیچ‌یک را در غرب ندیده است. اما در عین حال، باور ندارد که عقل انسانی به تنهایی بتواند چنین نظم درمانی پدید آورد؛ پس آن را به نیروهای مرموز نسبت می‌دهد.

این نگاه دوگانه، بعدها پایهٔ تصویر اروپاییان از «پزشکی شرقی» شد: علمی دقیق و در عین حال اسرارآمیز. روایت پولو، اولین گام در ساخت این کلیشهٔ پایدار بود.

۱۰. میراث پنهان مارکو پولو در تاریخ پزشکی

شاید مارکو پولو خود پزشک نبود، اما روایتش از درمان در شرق، مسیر اندیشهٔ پزشکی اروپا را تغییر داد. در قرون بعد، پزشکان و فیلسوفانی مانند پاراسلسوس (Paracelsus) و آویسنا (Avicenna) از طریق ترجمه‌های سفرنامه، با مفاهیم جدیدی از دارو، عناصر و بدن آشنا شدند.

پولو ناخواسته پلی شد میان پزشکی سنتی چین، داروشناسی اسلامی و علم تجربی اروپا. او نشان داد که سلامت نه فقط محصول دارو، بلکه نتیجهٔ نظم اجتماعی و احترام به بدن است. در دنیایی که هنوز علم مدرن زاده نشده بود، این دیدگاه انقلابی بود.

به همین دلیل، هرچند سفرنامهٔ او بیشتر با تجارت و جغرافیا شناخته می‌شود، اما بخش‌های پزشکی‌اش در تاریخ علم جای ویژه‌ای دارد. شاید او اغراق کرده باشد، اما در همان اغراق‌ها، حقیقتی دربارهٔ قدرت دانش و تخیل نهفته است.

خلاصه نهایی

مارکو پولو در سفرنامه‌اش، چهره‌ای ناشناخته از دربار قویلای‌ی‌خان را آشکار می‌کند: درباری که در آن پزشکی، جادو، نجوم و انسان‌دوستی درهم می‌آمیزند. او از پزشکانی می‌گوید که از سراسر جهان آمده بودند، از داروهایی با طلا و عطر، از حجامتی هماهنگ با ستارگان و از حمام‌هایی که بخار و موسیقی درمانگر داشتند. برای ذهن اروپایی قرن سیزدهم، این‌ها افسانه بود، اما در واقع بخشی از نظام سلامت پیشرفتهٔ شرق به شمار می‌رفت. قویلای‌خان با پزشکی، قدرت و عدالت خود را به نمایش می‌گذاشت و پولو ناخواسته شاهد نخستین شکل پزشکی جهانی بود. روایت او نه فقط گزارش سفر، بلکه سندی فرهنگی از تلاقی علم و ایمان است؛ یادگاری از زمانی که درمان، بازتابی از هماهنگی جهان بود.

❓ سؤالات رایج (FAQ)

۱. آیا مارکو پولو واقعاً دربارهٔ پزشکی در دربار قویلای‌خان نوشته است؟
بله، در بخش‌هایی از سفرنامه‌اش توصیف‌هایی از پزشکان، داروها و شیوه‌های درمانی شرق آورده که با سنت‌های چینی و اسلامی همخوانی دارد.

۲. آیا او شاهد مستقیم درمان‌ها بود یا از دیگران شنید؟
احتمالاً هر دو؛ برخی مشاهدات از نزدیک بوده و برخی را از پزشکان و درباریان شنیده است.

۳. چه روش‌های درمانی برایش عجیب بود؟
سوزن‌درمانی، استفاده از طلا در دارو، حمام‌های بخار معطر و تعیین زمان درمان بر اساس ستارگان برایش بسیار شگفت‌انگیز بود.

۴. آیا قویلای‌خان واقعاً بیمارستان ساخته بود؟
پولو می‌گوید که امپراتور در شهرهای بزرگ مراکز درمانی رایگان برای فقرا ایجاد کرده بود؛ موضوعی که بعدها پژوهش‌ها آن را تأیید کرده‌اند.

۵. آیا پزشکی در شرق آن زمان پیشرفته‌تر از اروپا بود؟
از نظر تنوع روش‌ها و سازمان‌دهی، بله. شرق در قرن سیزدهم نظام درمانی پیچیده‌تر و چندفرهنگی‌تری داشت.

۶. چرا توصیف‌های پولو از پزشکی اهمیت تاریخی دارد؟
زیرا نخستین منبع غربی دربارهٔ نظام پزشکی شرق است و نگاه اروپا به بدن، دارو و سلامت را دگرگون کرد.

For international readers:

You are reading 1pezeshk.com, founded and written by Dr. Alireza Majidi -the oldest still-active Persian weblog- mainly written in Persian but sometimes visible in English search results by coincidence.

The title of this post is What Strange Medical Practices Did Marco Polo Describe in Kublai Khan’s Court? This original long-form analysis explores how Marco Polo documented medicine, alchemy, and healthcare in the Mongol court, revealing an early global medical culture.

You can use your preferred automatic translator or your browser’s built-in translation feature to read this article in English.

 

source

توسط salamathyper.ir